|
|
|
|
|
بخش 58 : تاييديـه مـديران كليــات 1 . هدف اين بخش، ارائه استانداردها و راهنماييهاي لازم درباره استفاده از تاييديه مديران به عنوان يكي از شواهد حسابرسي، روشهاي ارزيابي و مستندسازي آن و بيان اقداماتي است كه در صورت خودداري مديران از ارائه تاييديه مناسب بايد انجام شود. 2 . حسابرس در هر حسابرسي بايد تاييديهاي مناسب از مديران دريافت كند . تاييديه مديران به عنوان اعلام قبول مسئوليت صورتهاي مالي 3 . حسابرس بايد شواهدي را گردآوري كند كه نشان دهد مديران، مسئوليت ارائه صحيح صورتهاي مالي را در انطباق با استانداردهاي حسابداري، پذيرفته و صورتهاي مالي را تاييد كردهاند . حسابرس ميتواند شواهد مربوط به پذيرش چنين مسئوليت و تاييدي را از طريق تاييديه مديران (كه تاكيد مجددي است بر صحت ادعاهاي مديريت درباره مندرجات صورتهاي مالي) و نسخه امضا شده صورتهاي مالي بدست آورد . تاييديه مديران به عنوان يكي از شواهد حسابرسي 4 . حسابرس در مواردي هم كه منطقا انتظار نميرود شواهد كافي و قابل قبول ديگري وجود داشته باشد بايد تاييديه مديران را درباره موضوعات با اهميت صورتهاي مالي، دريافت كند . اگر اظهارات شفاهي مديران مكتوب شود، احتمال بروز سوءتفاهم بين حسابرس و مديريت، كاهش مييابد . موضوعاتي كه ميتواند در تاييديه مديران مورد تاييد قرار گيرد، در نمونه پيوست اين استاندارد ارائه شده است. 5 . تاييديه درخواستي از مديران ميتواند به موضوعاتي (شامل رعايت الزامات قانوني) محدود شود كه به تنهايي يا در مجموع، از نظر حسابرس با اهميت است. حسابرس ممكن است برداشت خود را از اهميت برخي موضوعات به آگاهي مديران برساند. 6 . مديريت واحد مورد رسيدگي، در جريان حسابرسي و در پاسخ به پرسشهاي مشخص حسابرس و غير آن، مطالبي را به حسابرس اظهار ميكند . در مواردي كه چنين مطالبي درباره موضوعاتي اظهار ميشود كه نسبت به صورتهاي مالي داراي اهميت است، حسابرس بايد اقدامات زير را انجام دهد : الف ) مدارك مثبته مربوط را از منابع داخل يا خارج از واحد مورد رسيدگي بدست آورد . ب ) منطقي بودن موارد ارائه شده و تطابق آن را با ساير شواهد حسابرسي بدست آمده، شامل ساير اظهارات مديريت، ارزيابي كند . پ ) ميزان آگاهي و تسلط شخص ارائه كننده آن اظهارات را با توجه به موقعيت و رده سازماني وي، ارزيابي كند . 7 . تاييديه مديران نميتواند و نبايد جايگزين ساير شواهدي محسوب شود كه حسابرس منطقا ميتواند انتظار بدست آوردن آنها را داشته باشد؛ براي مثال، تاييديه مديران در مورد بهاي تمامشده يك دارايي نميتواند جايگزين مدارك تحصيل آن دارايي باشد كه حسابرس بطور معمول انتظار دستيابي به آنها را دارد . اگر حسابرس نتواند شواهد كافي و قابل قبولي را درباره موضوعي بدست آورد كه اثر با اهميتي بر صورتهاي مالي دارد، يا ممكن است داشته باشد، و چنين شواهدي قاعدتا بايد وجود داشته باشد، اين امر موجب محدوديت در دامنه رسيدگي ميشود، حتي اگر تاييديهاي درباره آن نيز از مديريت دريافت شده باشد . 8 . گاه تاييديه مديران ممكن است تنها شواهدي باشد كه منطقا ميتوان انتظار بدست آوردن آن را داشت ؛براي مثال، حسابرس قاعدتا انتظار ندارد كه شواهد حسابرسي ديگري جز تاييديه مديران را درباره قصد مديريت از نگهداري يك سرمايهگذاري براي افزايش ارزش آن در بلندمدت، بدست آورد . 9 . اگريكي از اظهارات مديريت با ساير شواهد حسابرسي مغاير باشد، حسابرس بايد دلايل آن را بررسي و درصورت لزوم، قابليت اعتماد ساير اظهارات مديريت را دوباره ارزيابي كند . مستندسازي اظهارات مديريت 10 . حسابرس بايد اظهارات مديريت را از طريق ثبت خلاصه مذاكرات در كاربرگهاي حسابرسي و دريافت تاييديههاي مديران، مستند كند . 11 . تاييديه، مدرك بمراتب بهتري نسبت به اظهارات شفاهي است و بايد پس از ارائه نسخه امضا شده صورتهاي مالي، به شكل تاييديه مديران دريافت شود . اجزاي اصلي تاييديه مديران 12 . تاييديه مديران بايد خطاب به حسابرس باشد، اطلاعات مشخصي ارائه دهد و به گونهاي مناسب تاريخگذاري و امضا شود . 13 . تاييديه مديران نبايد به تاريخي پس از تاريخ گزارش حسابرس تاريخگذاري شود . درصورت دريافت تاييديه مديران به تاريخي پيش از تاريخ گزارش حسابرس، بديهي است برخي مندرجات آن بايد تا تاريخ گزارش حسابرس، بهنگام شود. در مواردي خاص، تاييديههاي جداگانهاي ممكن است درباره معاملات يا رويدادهاي بخصوصي (چون عرضه اوراق بهادار به عموم)، پس از تاريخ گزارش حسابرس نيز دريافت شود. 14 . در صورتي كه تاييديه مديران در جلسه هياتمديره تصويب شده باشد، امضاي آن توسط نمايندگاني از هياتمديره مناسب است. در غير اين صورت، تاييديه مديران توسط اكثريت هياتمديره امضا ميشود. در پارهاي موارد، حسابرس ممكن است بخواهد علاوه بر تاييديه مديران، از ساير اعضاي مديريت واحد مورد رسيدگي نيز تاييديههايي درباره موضوعاتي خاص دريافت كند؛ براي مثال، حسابرس ممكن است بخواهد تاييديهاي مبنيبر رعايت كامل استانداردهاي بهداشتي در توليد محصولات، از مسئول آزمايشگاه واحد مورد رسيدگي دريافت كند. اقدامات حسابرس در صورت خودداري مديران از ارائه تاييديه 15 . اگر مديران از ارائه تاييديهاي كه حسابرس دريافت آن را ضروري ميداند خودداري كنند، اين امر موجب محدوديت در دامنه رسيدگي ميشود و حسابرس بايد نظر مشروط يا عدم اظهارنظر ارائه كند. در اين گونه موارد، حسابرس بايد اعتمادي كه در جريان حسابرسي نسبت به ساير اظهارات مديريت داشته است و هرگونه آثار احتمالي خودداري مديريت را از ارائه تاييديه بر گزارش حسابرس، ارزيابي كند. تاريخ اجرا 16 . اين بخش براي حسابرسي صورتهاي مالي كه دوره مالي آن منتهي به 29 اسفند 1378 يا پساز آن ميباشد، لازمالاجراست. |
||
|
+
نوشته شده در پنجشنبه نهم خرداد 1387ساعت 11:36 توسط مازيار
|
|
||
|
|
|
|
|
به نام خدا از سخنان محمد (ص ) پيامبر خاتم : v شخصيت هر كس بميزان خدماتش ارزيابي مي شود . v جستن علم بر هر مسلماني واجب است . v عادل تر از مردم كسي است كه آنچه را براي خود پسندد براي مردم نيز پسندد و آنچه برخود روا ندارد بر مردم روا ندارد. v آنكس كه خود را خوار گرداند از من نيست . v كسي كه روز خود را آغاز كند و اهتمامي به اصلاح امور مسلمين نداشته باشد مسلمان نيست . v عاقلتر از همه مردم كسي است كه با مردم بيشتر مدارا كند . v چنانكه هستيد بر شما حكومت كنند . v كمال دين خير خواهي است . v فقري سخت تر از ناداني ، مالي سودمندتر از خرد ، تنهايي موحش تر از خودپسندي ، شرفي چون نيك خوئي و عبادتي چون تفكر نيست . v خداوند مردمي را كه حق ضعيفان را از نيرومندشان نگيرند چگونه تقديس كند ؟ v خانه اي كه از برنامه صحيح و حكيمانه بي بهره باشد ويرانه اي بيش نيست . v مسواك كردن اقتضاي فطرت است . v هلاكت پيشينيان شما از آنجا بود كه دزد معتبر را رها مي كردند و دزد ضعيف را مجازات مي دادند . v همه خوبيها را بعقل ميتوان دريافت و هر كه عقل ندارد دين ندارد . v با تقوا ترين مردم كسي است كه حكق را در مورد سود يا زيان خود بگويد . v به من ايمان نياورده كسي كه شب را با شكم سير صبح كند و همسايه اش گرسنه باشد . v سه چيز است كه احدي مجاز نيست از آن تخلف و سرپيچي نمايد : 1) وفا بعهد خواه طرف پيمان مسلمان باشد يا كافر 2) نيكي به پدر و مادر خواه مسلمان باشند يا غير مسلمان 3) ادا امانت خواه صاحب امانت مسلم باشد يا كافر v بهترين خانه هاي شما خانه اي است كه در آن يتيمي محترم باشد . v كسي كه ربا خورد خداوند شكمش را از آتش جهنم پر كند بهمان مقدار. v ستيزه مكن هر چند حق با تو باشد . v بدترين مردم آنكس است كه مردم از بيمش گراميش دارند . v هر كه از جماغت ببرد برسم جاهليت بميرد . v خشمگين مشو كه خشم مايه فساد است . v حوائج خود را با عزت نفس بجوئيد زيرا كارها جريان مقدر دارد . v هر كس چيزي از كار مسلمانان را بدست گيرد و در كار آنها مانند كار خود دلسوزي نكند بوي بهشت بدو نخواهد رسيد . v بهترين اقسام ايمان آنست كه بداني هر جا هستي خدا با توست . v حكمت گمشده مومن است از هر كه بشنود فرا گيرد و اهميت ندهد از كجا آمده است . v از امت من دو دسته اند كه اگر شايسته شوند امتم شايسته گردند : دانشمندان و فرمانروايان . v از سخن چيني مردم پرهيز كنيد . v به نيكي وا داريد و از بدي باز داريد و گرنه خدا بدانتان را برشما مسلط كند و نياكانتان دعا كنند و استجابتشان نكند v مومن از يك سوراخ دوبار گزيده نميشود . v هر كس ميان دو كس كه داوري بدو برند داوري كند و بحق ميانشان قضاوت نكند لعنت خدا بر او باد . v با اموال و جانهاي خود با مشركان جهاد كنيد . v هر كه شكر مردم ندارد شكرخدا نگذارد . v از گهواره تا گور دانش بجوئيد . v تعاوني بهتر از مشورت و ايماني چون حيا نيست . v خدايا مرا از جمله كساني قرار ده كه وقتي نيكي مي كنند خوشحال ميشوند و وقتي بدي كنند آمرزش مي طلبند . v آنكس كه بشنود مردي مسلمانان را بفرياد رسي ميخواند و او را اجابت ننمايد مسلمان نيست . v گناه مرد همين بس كه هر چه بشنود بگويد . v فرزندان خود را گرامي شماريد و نيكو تربيتشان كنيد .
|
||
|
+
نوشته شده در پنجشنبه نهم خرداد 1387ساعت 11:6 توسط مازيار
|
|
||
|
|
|
|
|
به نام نامي نامي كه نامش نامي نام است گفت گو با خدا در روياهايم ديدم كه با خدا گفت وگو مي كنم . خدا پرسيد : پس تو مي خواهي با من گفت وگو كني؟ من در پاسخ گفتم : اگر وقت داريد..... خدا خنديد و گفت : وقت من بينهايت است ،در ذهنت چيست كه مي خواهي از من بپرسي ؟ پرسيدم چه چيز بشر شما را متعجب مي سازد ؟ خدا پاسخ داد : كودكيشان -اينكه آنها از كودكيشان خسته مي شوند و عجله دارند زودتر بزرگ مي شوند بعد از اينكه بزرگ شدند آرزو مي كنند كه دوباره به كودكيشان برگردند. -اينكه سلامتي خود را از دست مي دهند تا پول بدست آورند و بعد پول به دست آورده را خرج به دست آوردن سلامتي خود مي كنند . -اينكه با اظطراب به آينده مي نگرند و حال را فراموش مي كنند در حاليكه در حال زندگي مي كنند و نه در آينده . -اينكه به گونه اي زندگي مي كنند كه گويي هرگز نمي ميرند و به گونه اي مي ميرند كه گويي هرگز زندگي نكرده اند . دستهاي خدا دستهايم را گرفت .... براي مدتي سكوت كردم و دوباره پرسيدم : به عنوان يك پدر مي خواهيد كداميك از درسهاي زندگي را فرزندانت بياموزند ؟ او گفت : -بياموزند كه آنها نمي توانند كسي را وادار كنند كه عاشقشان باشد تنها كاري كه مي توانند بكنند اين است كه اجازه بدهند كه خودشان دوست داشته باشند . -بياموزند كه درست نيست خودشان را با ديگران مقايسه كنند . -بياموزند كه فقط چند ثانيه طول مي كشد تا زخمهاي عميقي در قلب آنان كه دوستشان داريم ايجاد كنيم اما سالها طول مي كشد تا آن زخمها را التيام بخشيم . -بياموزند ثروتمند كسي نيست كه بيشترينها را دارد بلكه كسي است كه به كمترينها نياز دارد . -بياموزند آدمهايي هستند كه آنها را دوست دارند فقط نمي دانند كه چگونه احساساتشان را بيان كنند. -بياموزند كه دو نفر مي توانند با هم به يك نقطه نگاه كنند و آن را متفاوت ببينند . -پرسيدم : آيا چيز ديگري هست كه دوست داريد فرزندانتان بدانند ؟ خداوند لبخند زد و گفت : فقط اينكه ، بدانند من اينجا هستم هميشه |
||
|
+
نوشته شده در شنبه چهارم خرداد 1387ساعت 10:44 توسط مازيار
|
|
||